آیا تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که کودکتان چه انتظاری از شما دارد و می‌خواهد که چگونه والدینی برای او باشید؟
والدین برای تربیت کودکشان در اغلب موارد به این نکته فکر می‌کنند که خودشان چه انتظاری از کودکشان دارند و دوست دارند که کودکشان چگونه باشد و چگونه رفتار کند. آنچه اکثر والدین به آن بی‌توجهی می‌کنند این است که نمی‌دانند کودکشان از آن‌ها چه انتظاراتی دارند و چه نوع رفتاری را از آن‌ها می‌خواهند.
کودکان دوست دارند والدینی داشته باشند که خوب باشند. این نکته اصلاً به این معنی نیست که کودکان از والدینشان می‌خواهند که همه‌چیز را برای آن‌ها فراهم کنند، بلکه تنها همراهی و حمایت والدینشان را می‌خواهند.
روش‌های تربیتی زیادی وجود دارد که والدین را برای تربیت درست کودکانشان راهنمایی می‌کنند اما وقتی با دقت بیشتری به اکثر آن‌ها توجه می‌کنیم متوجه می‌شویم که بیشتر این روش‌ها بر رفتار کودکان متمرکز هستند و هدفشان کنترل رفتارهای کودک است تا والدین بتوانند به این واسطه کودکشان را به انجام رفتارهای خوب راهنمایی کنند.
اگر بخواهیم مختصر روش‌های تربیتی دو نسل گذشته را باهم قیاس کنیم به‌راحتی متوجه می‌شویم در روش‌های تربیتی نسل گذشته، تأکید بر سخت‌گیری بر روابط میان والدین و کودکشان بود و اکثر والدین هم از همین روش‌ها استفاده می‌کردند و برای هدایت کودکشان به‌سوی رفتارهای درست معمولاً از خشونت، محدودیت و محرومیت استفاده می‌کردند که این محرومیت‌ها می‌توانست حتی شامل محرومیت از محبت والدین هم باشد و درکل توجه بیشتر به سمت تنبیه بود. در مقابل این روش به‌اصطلاح خشن تربیتی، والدین نسل بعدی به روش‌هایی با رویکرد کاملاً متفاوت روی آوردند و سعی کردند که بر اساس تشویق و توجه افراطی نسبت به کودکشان به تربیت او بپردازند و تصورشان بر این است که اگر کودکشان محرومیت‌هایی که خودشان داشته‌اند را نداشته باشد همه‌چیز به‌خوبی پیش خواهد رفت.
اقدامک- لطفاً همین حالا کمی زمان بگذارید و به شیوه تربیتی‌تان فکر کنید و ببینید که روش تربیتی شما در کدام‌یک از گروه‌های گفته‌شده قرار می‌گیرد؛ توجه افراطی یا بی‌توجهی به کودک؟
در ابتدای مسیر گفتیم که کودکان دوست دارند والدین خوب داشته باشند، به نظرتان بهترین روش برای والد خوب بودن چیست و چگونه می‌توان این نیاز کودک را برآورده ساخت؟
به نظرم تنها کافی است ما والدین تمرکز و توجه بیش‌ازحد به رفتار کودک را کنار بگذاریم و به‌جای آن بر رفتارهای خودمان متمرکز شویم. به‌جای کنترل دائمی کودک، رفتارهای خودمان را کنترل کنیم و حواسمان بیشتر به حرف‌ها و عادت‌های خودمان باشد. حفظ خونسردی دقیقاً یکی از موضوعاتی است که لازمه تبدیل‌شدن به والدین خوب ازنظر کودک است و به‌سادگی پاسخگوی این نیاز کودکمان است. همه کودکان از داشتن والدینی که توانایی حفظ خونسردی خود را دارند لذت می‌برند و همه کودکان دوست دارند که والدینشان خونسرد باشند حتی در زمانی که خودشان نمی‌توانند خونسردی‌شان را حفظ کنند و به هم می‌ریزند. اتفاقاً کودکان در این زمان‌های به‌هم‌ریختگی بیشتر به خونسردی والدینشان نیاز دارند. گاهی کودکان به هم می‌ریزند زیرا هنوز یاد نگرفته‌اند که چه اقدامی را باید انجام بدهند تا خود را آرام کنند، اما از والدین متمایز انتظار می‌رود که مهارت خودکنترلی داشته باشند. والدین اگر بتوانند خودکنترلی‌شان را بالا ببرند؛ این امر هم به بهبود روابطشان با کودکشان کمک می‌کند و هم به‌مرورزمان این مهارت را به کودک خود می‌آموزند.

آرنولد گلاسکو: والدین می‌توانند حرف بزنند اما تا زمانی که به گفته‌های خود عمل نکنند، نمی‌توانند چیزی به فرزند خود بیاموزند.

داشتن یک کودک شیرین‌زبان و دوست‌داشتنی با تمام لذت‌ها و زیبایی‌هایی که دارد چالش‌های بسیار سختی را نیز برای والدین به ارمغان می‌آورد، اما چقدر خوب است که والدین از این چالش‌ها استفاده کنند و بر رشد خودشان سرمایه‌گذاری کنند. به‌عنوان یکی از مهارت‌هایی که به دست آوردنش سبب رشد شخصی شما می‌شود و بر سعادت کودکتان هم بسیار تأثیرگذار است پیشنهاد می‌کنم تلاش کنید تا قدرت کنترل بر رفتارهایتان را به دست بگیرید و سعی کنید تحت تأثیر اتفاقات و هیجان‌هایی که در روابطتان وجود دارند قرار نگیرید.

لیزا شپرد: در جریان بزرگ کردن فرزندانم، عقل خود را از دست دادم اما روح خود را یافتم.

همه والدین متمایز، قطعاً به دنبال دستیابی به اهدافی بسیار بزرگ و آرمانی در رابطه با آینده کودکشان هستند. این مهم به‌سادگی دست‌یافتنی است به شرطی که والدین نسبت به رشد خود و افزایش آگاهی‌شان در رابطه با رفتار با کودکشان بی‌توجه نباشند و سواد تربیتی‌شان را بالا ببرند.

ساناز رئوف

5 خرداد 97

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *